
مرا آرام و خود را دم به دم مجروح می سازی برای شادی ام با این همه اندوه ، می سازی چو باران با طراوت بر سرم وقتی که می باری از این گلدان خالی جنگلی انبوه می سازی مرا ورد زبان ها می کند آوازه ی نامت اگر چون کاه ناچیزم ، تو از من کوه می سازی تو با اعجاز عشقت در مصاف زندگی بی شک از این بی دست و پا جنگاوری نستوه می سازی چنان پروانه بی پروا به آتش می زنی هر دم مرا آرام و خود را دم به دم مجروح می سازی نیماشکرکردی ...
ادامه مطلب