برای شادی ام با این همه اندوه ، می سازی
چو باران با طراوت بر سرم وقتی که می باری
از این گلدان خالی جنگلی انبوه می سازی
مرا ورد زبان ها می کند آوازه ی نامت
اگر چون کاه ناچیزم ، تو از من کوه می سازی
تو با اعجاز عشقت در مصاف زندگی بی شک
از این بی دست و پا جنگاوری نستوه می سازی
چنان پروانه بی پروا به آتش می زنی هر دم
مرا آرام و خود را دم به دم مجروح می سازی
نیماشکرکردی